هوش مصنوعی معادلات قدرت در جهان را دگرگون کرده است. در دنیای امروز، هر کشوری که در حوزهی هوش مصنوعی قدرتمندتر و پیشروتر باشد؛ میتواند به قدرت مطلق تبدیل شود. اما این واقعیت، یک سوال نگرانکننده را در دل خود پنهان کرده است: «آیا حملات فیزیکی در آینده، برای مثال، جنگ جهانی سوم، روی دیتاسنترهای AI متمرکز خواهند شد؟». به زبان سادهتر، «آیا در رقابت تسلیحاتی دیجیتال آینده، مراکزداده یک هدف حیاتی محسوب شده و مورد هدف موشکها و جنگندهها و بمبها قرار میگیرند؟»
اخیرا، «اریک اشمیت»، مدیرعامل سابق گوگل در یکی از سخنرانیهای TED و در نقش یک توسعهدهنده سرکش هوش مصنوعی، به صراحت گفت: «انتخاب بعدی من چیست؟ مرکزدادهی شما را بمباران کنم؟»
شاید این جمله، در نگاه اول خیلی افراطی یا نمایشی باشد، اما با افزایش تنشهای سیاسی- نظامی در سراسر جهان، هیچ چیز در رقابت تسلیحاتی هوش مصنوعی، غیرممکن نیست! دنیای آینده ممکن است شاهد جنگهایی باشد که نه برای تصرف خاک، بلکه برای نابودی مغزهای دیجیتالی قدرتها —یعنی دیتاسنترهای هوش مصنوعی—شکل میگیرند.
جنگهای سایبری، فیزیکی میشوند
در حال حاضر، رقابت برای تبدیل شدن به قدرت اول هوش مصنوعی در جهان، همه چیز را در بر میگیرد؛ از موتورهای جستوجو گرفته تا پهپادها و سیستمهای خودران. در این میان، مراکزداده نقش حیاتی و بیبدیلی در پیشبرد این اهداف ایفا میکنند. بدون دیتاسنترهای قدرتمند مبتنی بر هوش مصنوعی، هیچ کشوری نمیتواند در این رقابت یا جنگ نرم حضور موثری داشته باشد. «اریک اشمیت» در همان سخنرانی TED، پیشنهاد میدهد که کشورها باید به سمت ساخت و استقرار دیتاسنترها در فضا بروند تا آنها را از تهدید بمبارانهای فیزیکی در امان دارند.
اما تا آن زمان، اگر کشوری بخواهد تاسیسات کلیدی هوش مصنوعی دشمن را از کار بیندازد؛ چه خواهد شد؟
یک متخصص امنیت شبکه با سابقه همکاری با سازمانهای نظامی، که اکنون ریاست بخش امنیت سایبری موسسه FTI Consulting را بر عهده دارد؛ پیشبینی میکند: «به احتمال زیاد، تا ۵ سال آینده، دیتاسنترها هدف حملات فیزیکی قرار خواهند گرفت.»
ممکن است چنین حملاتی در ابتدا با شدت پایینتری آغاز شوند (مانند خرابکاری عمدی توسط یک کارمند، آتشسوزی عمدی یا حوادث پنهان) تا از درگیریهای مستقیم نظامی جلوگیری شود. اما در نهایت، از کار انداختن دیتاسنترها با هدف کند کردن پیشرفتهای هوش مصنوعی رقیب، یک هدف استراتژیک برای بسیاری از کشورها خواهد بود.

مراکز داده = منطقه خطر
امروزه، مراکزدادهی متمرکز و پرمصرف، جزو زیرساختهای حیاتی هر کشور به شمار میروند و به همین دلیل، به راحتی میتوانند به اهداف فیزیکی حملات تبدیل شوند.
هدف قرار دادن یک مرکزداده، فقط به معنای کند کردن روند رشد فناوری یا توسعهی هوش مصنوعی نیست؛ بلکه میتواند زیرساختهای ارتباطی و دادهای را مختل کند، سرویسهای مهم بانکی، مالی و نظامی را از کار بیندازد و حتی باعث قطع اینترنت شود. تاثیر چنین حملهای، در برخی شرایط، میتواند بسیار مخربتر از نابودی یک پالایشگاه نفت یا نیروگاه برق باشد.
اما در مقابل این اهمیت حیاتی، کارشناسان هشدار میدهند که بسیاری از دیتاسنترها همچنان فاقد اصول اولیهی امنیت فیزیکی هستند. در بسیاری موارد، تنها یک موشک میتواند کل یک دیتاسنتر را از کار بیندازد، آن هم در حالی که هیچ دیتاسنتر پشتیبان دومی وجود ندارد یا پیشبینیهای لازم برای تامین برق اضطراری، بازیابی فوری اطلاعات، و تعمیر سرورها و تجهیزات آسیب دیده، انجام نشده است.
در نتیجهی سیاستهای نادرست حکمرانی، دیتاسنترها اغلب در برجها و ساختمانهای مهم دولتی ساخته شدهاند و در بهترین حالت، در زیرزمین طبقه منفی یک یا دو یک سازمان، مستقر هستند.
اگر آن ساختمان -چه به عمد و چه بهطور تصادفی- هدف حمله فیزیکی قرار گیرد؛ نه تنها زیرساخت و دیتاسنتر آسیب میبیند، بلکه کل ساختمان نیز ممکن است فرو بریزد.
از این رو، در جنگهای آینده، دیتاسنترها به خطرناکترین مناطق تبدیل خواهند شد؛ به طوری که شاید در یک پادگان نظامی یا برج نگهبانی، امنیت بیشتری نسبت به اتاق سرورها داشته باشید.
اگر یک دیتاسنتر هوش مصنوعی خاموش شود؛ چه اتفاقی میافتد؟
اگر به هر روشی، -اعم از حمله فیزیکی، سایبری یا عملیات خرابکارانه- یک ابرقدرت موفق شود یک دیتاسنتر هوش مصنوعی را از کار بیندازد یا نابود کند؛ پیامدهای سنگینی در پی خواهد داشت. مستقیمترین نتیجه این اتفاق، توقف یا تعویق چند ماهه در فرآیند آموزش مدلهای یادگیری زبان بزرگ (مانند ChatGPT) خواهد بود. اما ماجرا فقط به همینجا ختم نمیشود؛ بلکه دامنهی تأثیرات، لایهلایه و عمیقتر میشود:از کار افتادن سیستمهای مالی و بانکی، اختلال در دولت الکترونیک، توقف سرویسهای خدماتی آنلاین، اختلال در خدمات لجستیکی، و حتی فلج شدن سامانههای هوش مصنوعی نظامی از جمله پیامدهای جدی آن است.
این موج تخریب دیتاسنترها میتواند به سرعت گسترش یابد و منجر به از دست رفتن اعتماد سرمایهگذاران، فرار نیروی انسانی متخصص، شکست پروژههای استارتاپی، تشدید حملات سایبری و ایجاد اختلالات گسترده در شبکه و اینترنت شود.
کارشناس امنیت شبکه ما در این زمینه هشدار میدهد: «یک حمله فیزیکی به مراکزداده بزرگ هوش مصنوعی، تاثیر بسیار مخربی بر توسعه برنامههای AI خواهد داشت. برای مثال، آموزش مداوم یک مدل زبانی (LLM) را به تاخیر میاندازد و خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی را فلج میکند؛ ضمن اینکه موجی از نگرانیهای گسترده در حوزهی امنیت ملی به وجود میآورد.»

فایروالها کافی نیستند
آنچه امروز به روشنی دیده میشود؛ این است که مراکزدادهی هوش مصنوعی به زیرساختهایی حیاتی و استراتژیک تبدیل شدهاند، اما همچنان از حفاظتهای فیزیکی سطح بالا، برخوردار نیستند. چه این مراکزداده در زیرزمین ساخته شده باشند و چه در سطح زمین، نیاز به بازنگری و تقویت جدی در حوزهی مقاومسازی دیتاسنترها در برابر حملات فیزیکی آینده و همچنین حملات سایبری نسل جدید، به شدت احساس میشود. این هشدار را کارشناسان امنیت شبکه درباره دیتاسنترهای ایالات متحده مطرح کردهاند؛ چه برسد به دیتاسنترهایی که در سایر کشورها ساخته میشوند- مراکزی که معمولا از نظر معماری، طراحیهای امنیتی و زیرساختهای فیزیکی، در سطحی به مراتب ضعیفتر قرار دارند.
در دنیایی که محاسبات و الگوریتمها به ابزاری برای قدرت تبدیل شدهاند؛ حفاظت و امنیت به اندازهی نوآوری، اهمیت پیدا کردهاند و نیازمند سرمایهگذاری، برنامهریزی، و ارتقای دائمی هستند.
چند سال پیش، یک تحلیلگر مسایل امنیت و حریم خصوصی در اینترنت، پیشبینی عجیبی ارائه داد: «بهزودی باید بهجای فایروالها و سیستمهای شناسایی و مسدودسازی حملات DDoS، برای هر شبکه یک تیربار یا ضدهوایی در نظر گرفت». در آن دوران، بسیاری از رسانهها این ایده را اغراقآمیز دانستند، اما امروز، با تشدید تهدیدات سایبری و فیزیکی، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح میشود:
«آیا دیتاسنترها در یکی از ۷ لایهی امنیتی خود نیازمند تجهیزاتی مانند ضدهوایی، سامانه ضدپهپاد، موشکانداز، گیتهای ضدنفوذ و رادار هستند؟»
شاید پاسخ این سؤال در گذشته منفی بود، اما امروز —در عصر رقابتهای تسلیحاتی دیجیتال و جنگهای هیبریدی— باید آن را با جدیت بررسی کرد. فایروالها دیگر کافی نیستند.
نتیجهگیری
جنگهای آینده ممکن است بیش از آنکه انسانی باشند، دادهمحور و مبتنی بر تصمیمگیریهای هوش مصنوعی باشند. در چنین شرایطی، حمله به منابع پردازش و ذخیرهسازی داده (دیتاسنترها) بسیار منطقیتر و موثرتر از حمله به تجهیزات نظامی سنتی خواهد بود. دیتاسنترهای بزرگ هوش مصنوعی، در واقع مغز دیجیتال یک کشور محسوب میشوند. نابودی یا اختلال در عملکرد آنها میتواند هوش مصنوعی نظامی، امنیتی یا اقتصادی کشور را از کار بیندازد؛ دسترسی به دادههای حیاتی را قطع کند و الگوریتمها و مدلهای حساس را نابود یا حتی فاش کند. در آیندهای نهچندان دور، دیتاسنترها به اهداف نظامی و استراتژیک تبدیل خواهند شد. از این رو، حفاظت از آنها، باید به اندازهی حفاظت از پایگاههای نظامی مهم تلقی شود. ساخت دیتاسنترهایی با ویژگیهایی مانند مقاومت بالا، طراحی توزیعشده، استقرار زیرزمینی و توان مقابله با بمبهای الکترومغناطیسی (EMP) و حملات موشکی، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت در سطح امنیت ملی است.
دیدگاه خود را بنویسید